تبلیغات
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده مجمع دلسوختگان بقیع بیرجند-سجادشهر - حضرت رقیه سلام الله علیها
 
السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده مجمع دلسوختگان بقیع بیرجند-سجادشهر

     حضرت رقیه سلام الله علیها (سیری گذرا)

         یک دهان خواهم به پهنای فلک                                                        

                تا بگویم وصف آن رشک ملک

                در محضر بانوی دو عالم

 

نام : بعضی رقیه [1]وبعضی  فاطمه صغری[2] وبعضی زینب دانسته اند

نام پدر: حسین ابن علی ابن ابی طالب علیهم السلام

نام مادر : بانوی صاحب فضائل ام اسحاق [3]  

تاریخ تولد : دقیق مشخص نیست (ولی  بعضی بین 18-23 شعبان سال 57ه.ق می دانند)

تاریخ شهادت :5 صفر 61 ه.ق

محل شهادت : شام - دمشق - کنج خرابه

علت شهادت : براثر مصیبتها ورنجهای عاشورا واسارت

قاتل : دشمنان اهل بیت علیهم السلام

مدت عمر : سه یا چهار سال

محل دفن : سوریه - دمشق - جنت الرقیه



[1]  علامه حائری;در کتاب معالی السّبطین

[2] شیخ عباس قمی وشیخ مفید

[3] مطابق با بعضی از نقل ها امّ اسحق سلام الله علیها قبلا همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بود و آن حضرت در وصیت خود به امام حسین علیه السلام سفارش کرد که با امّ اسحق سلام الله علیها ازدواج کند و فضائل بسیاری را برای آن بانو برشمرد

سیری گذرا

ولادت حضرت رقیه    در مدینه بوده و در سن سه سالگی یا بیشتر در محرم سال 61 ه.ق همراه پدر به کربلا آمدند . روز عاشورا و قبل آن بارها مورد تفقد و دلجویی حضرت ابا عبدالله    قرار گرفتند تا آنجا که امام حسین     به حضرت زینب    سفارش های ویژ ه ای درمورد حضرت رقیه    نمودند .ارتباط حضرت رقیه    فراتر از رابطه دختر وپدر بوده بلکه رابطه یک شیعه با امام زمانش بود. بعد از عاشورا همراه با اسیران به کوفه وشام برده شدند و در زندان کوفه وچهل منزل راه شام رنجهای فراوانی دیدند . در دمشق شبی با حالتی پریشان از خواب بیدار شده و فرمودند : پدرم حسین   كجاست؟ الان او را دیدم .زنان و كودكان از شنیدن این سخن گریه کردند. یزید     از خواب بیدار شده و گفت: چه خبر است؟ جریان را به او خبر دادند. آن ملعون دستور داد سر پدر را برای او ببرند، سر اباعبدالله الحسین   را داخل طبقی قرار داده و پارچه ای روی سر انداختند و آن طبق را جلوی آن بانو نهادند. پرده از آن بر گرفت و سر را با اشتیاق از میان طشت برداشته و به سینه گرفته و می فرمود: پدر جان، چه كسی تو را با خونت خضاب كرد! ای پدر چه کسی رگهای گردنت را برید! ای پدر، چه كسی مرا در كودكی یتیم كرد!...[4] و با شدت گریه می کرد وبه صورت خود لطمه می زد به گونه ای که صورت زخمی ودهان مبارکشان پراز خون شد[5]تا غش كرد و از هوش رفتند. چون ایشان را حركت دادند دیدند شهید شده اند اهل بیت بعد از این اتفاق ناگوار با صدای بلند گریه كرده و داغشان تازه گشت،. (( درود برآن بانویی که فدایی امام زمانش بود وسه امام بزرگوار وقت شهادت بر بالینش حاضربودند

اوسند ماست

برای نوشتن این مطلب ، بارها آرزوکردیم کاش قلم می شکست . نوشتن برای اثبات کسی که سند نوکران امام حسین   است و وجود و امتداد زندگی  بسیاری از محبان اهل بیت ثمره سفره حاجت ونذر ایشان است جسارت است ولی باعنایت به شبهه بعضی از روشنفکر نماها نسبت به وجود دردانه حضرت اباعبدالله الحسین       اشاره ای اجمالی در اسنادتاریخی ولسان مراجع بزرگوار تقلید داشته باشیم

نگاهی به اسناد

**یکی از قدیمی ترین مأخذ هایی که نام این بی بی دو عالم را ذکر می کند قصیده ی سوزناک سیف بن عَمیرهمی باشد. او ازصحابی بزرگ امام صادق وامام کاظم علیهما السلام است و از راویان برجسته و مشهور شیعه است . اواز رجال سند نقل حدیث قدسی زیارت عاشورا از امام باقر     نیز می باشد.آری سیف بن عمیره;در رثای سالار شهیدان علیه السلام شعری بلند و پر سوزی دارد که شامل 106 بیت است که در بیت 73 اینگونه می سراید

و رقیه سلام الله علیها رق الحسود لضعفها       وغدا لیعذرها الذی لم یعذر

**در کتاب شریف لهوف سیدبن طاووس نقل می کند شب عاشورا حضرت سیدالشهداء    اشعاری در بی‌وفایی دنیا می‌‏خواندند، حضرت زینب    سخنان ایشان را شنید و گریست. امام او را به صبر دعوت کرده و فرمودند:خواهرم ام کلثوم و ای زینب و ای فاطمه و ای رقیه و ای رباب سلام الله علیهن مبادا که پس از کشته شدن من گریبان پاره کنید.(22)[6]

ادب مراجع

** متن سخنرانى مرحوم آیت الله میرزا جواد تبریزی (ره) در حرم مطهر حضرت رقیه       در سال 1381 هـ ش:

مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت امام حسین علیه السلام نشانى را از خود در شام به یادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت علیهم السلام و حوادث آن بپردازند، این دختر خردسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران خردسال نیز بوده اند ، ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه علیهاالسلام در این مکان شهرت قائم است، حضرت علیهاالسلام در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت....-بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه علیهاالسلام) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بیهوده اى که از گمراهى شیاطین است، گوش فرا ندهند و اعتنایى نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین   رقیه     به خداوند متعال تقرب مى جوییم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند

 ** آیت الله صافی گلپایگانی:

 طبق بعض كتب مقاتل و تاریخ، حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام چنین فرزندی داشته‌اند كه در شام رحلت كرده‌اند. علاوه بر شهرت این موضوع، به طور كلّی مشاهد و مقامات مشرّفه از جهت انتساب به اهل بیت علیهم‌السلام مزار، و مورد تجلیل و احترام است چنان‌كه شهرت اشخاص به سیادت جایز الانكار نیست. شهرت مثل این بارگاه مقدسه نیز مخصوصاً با توجه به قرائن معتبر مورد انكار نیست...و این تردیدها بی‌جا است و سزاوار نیست.

** آیت‌الله‌ مکارم شیرازی

شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌ علیه السلام در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر «رقیه» بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد، هر چند معروف این است که نامش رقیه است. (3)


کرامت 

جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی; ازنوادگان سیّد مرتضی  و بسیار شریف و محترم بوده و سه دختر داشته و با آنکه بیش از نود سال داشتند از نعمت فرزندپسر محروم  بودند.شبی دختر بزرگ ایشان حضرت رقیه بنت الحسین علیهما السلام را در خواب دید که فرمودند به پدرت بگو به حاکم دمشق بگوید میان قبر و لحد من آب افتاده و بدن من در اذیّت است،بیایید قبر و لحد من را تعمیر کنید.دخترش به عرض سیّد رساند و سیّد از ترس حاکم سنی به خواب ترتیب اثر نداد.شب دوم دختر دوم و شب سوم دختر سوم همان خواب رادیدند وبرای پدر نقل کردند ولی او همچنان ترتیب اثر نمی داد تا شب چهارم خود سیّد این ماجرا را در خواب دید و آن علیا مخدره با عتاب فرمودند:چرا والی را خبر دار نکردی؟صبح سیّد نزد حاکم شام رفت،حاکم گفت در صورت اشتباه بودن این ماجرا تو راخواهم کشت. بعداز این تهدید وقبول سید ،حاکم علما و صلحای شام امر کرد غسل کرده و  لباسهای نظیف بپوشند و هرکس قفل در بدستش باز شد حق نبش قبر دارد سید ابراهیم آخرین نفر در آن جمع بود و بدست او در باز شد و توسط همین سیّد نبش قبر صورت گرفت. بعد از نبش قبر:«بدن مطهر را دیدند که در پارچۀ سیاهی کفن شده و یک زنجیر کوچکی هم به گردن آن بانو بود، آن سید از شدت گریه غش می کند چون او را به هوش می آورند، قضیه زنجیر را به مردم می گوید و می فرماید: ببینید ظلم بنی امیه را ! صدای ضجه و ناله از مردم بلند می شود»پس از آن  سه روز مشغول به تعمیر قبر شدند.سیّد در طول این سه روز فقط در اوقات نماز این بدن مطهره را که کفن آن سالم بود در مکان نظیفی می گذارد و پس از نماز دوباره او را بر روی دست  می گرفت و گریه می کرد و از کرامت این مخدره این بود که سید ابراهیم در این سه روز  نه احتیاج به آب و غذا پیدا کرد و نه محتاج به تجدید وضو شد،بعد که خواست مخدره را دفن کند سیّد دعا کردتاخدا به حق این مخدره به اوپسری عنایت کند[7] و همین اتفاق واقع شد

 



[1]  علامه حائری;در کتاب معالی السّبطین

[2] شیخ عباس قمی وشیخ مفید

[3] مطابق با بعضی از نقل ها امّ اسحق سلام الله علیها قبلا همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بود و آن حضرت در وصیت خود به امام حسین علیه السلام سفارش کرد که با امّ اسحق سلام الله علیها ازدواج کند و فضائل بسیاری را برای آن بانو برشمرد

[4] یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی خَضَبكَ بِدِمائكَ! یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَ رِیدَیْكَ! یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی! نفس المهموم / 456

[5] فانکبت علیه تقبله و تبکی و تضرب علی رأسها ووجهها حتی امتلأ فمها بالدم »،

[6] ثُمَّ قال:یا اُختاه یا امَّ کُلثُوم و اَنتِ یا زَینَب و اَنتِ یا رُقیه و اَنتِ یا فاطمه و اَنتِ یا رُباب (سلام الله علیهن) اُنظُرنَ اِذا أنَا قُتِلتُ فَلا تشقُقنَ عَلیَّ جَیباً.لهوف سید بن طاووس; ص118

[7]  این قضیه در حدود سال 1280 ه.ق اتفاق افتاده است.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی